محمد ابراهيمى وركيانى

36

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

سكونت در اين بيابان خشك و سوزان تن داده‌ايم ، همان است كه نمىخواهيم بنده و فرمان‌بردار كسى باشيم . اينك هداياى ما را بپذير و بازگرد و بدانكه از اين پس ما از باوفاترين دوستان تو خواهيم بود ، ولى اگر بخواهى ما را محاصره كرده و پيشنهاد صلح ما را نپذيرى ، بايد مدت‌ها از زندگى راحت خود چشم بپوشى و نمىتوانى زندگى و طرز معيشتى را كه ما از دوران شيرخوارگى تاكنون بدان خو گرفته‌ايم ، تغيير دهى و چنانچه تنى چند از ما را به اسارت ببرى ، نمىتوانى به آنان اعتماد كنى و [ آنها ] بردگان خوبى نخواهند بود ؛ زيرا هرگز نخواهند توانست زندگى آزاد خود را رها كرده و زير بار بردگى بروند . سردار يونانى پيام صلح‌طلبانه آنها را پذيرفت و از ادامه حمله به سرزمين عرب صرف‌نظر كرد . « 1 » رذائل و صفات منفى مردم عرب قبل از اسلام مردم عرب در كنار مزاياى يادشده ، رذائلى را نيز داشته‌اند كه احياناً از بسيارى از ملل ديگر خشن‌تر و شديدتر بوده است ؛ مانند صفت تكبر و فرزندكشى و به‌ويژه ننگ از داشتن دختر . آيات قرآن‌كريم خود از وجود اين خصايص در ميان عرب پرده بر مىكشد و از آن به‌شدت نهى مىكند . در سورهء تكاثر مىخوانيم : برترىجويى و فخرفروشى ، شما را به بيهوده‌گويى كشانيده ؛ تا آنجاكه به سراغ گورهاى مردگان رفته‌ايد . « 2 » در توضيح اين آيه بايد گفت مردم عرب در تفاخر نسبت به يكديگر هنگامى كه چيزى براى گفتن نداشتند ، به بزرگى جمجمه‌ها و استخوان‌هاى موجود در قبرهاى خويش افتخار مىكرده‌اند . در سورهء نور نيز مىخوانيم : . . . كنيزان جوان خويش را بر خلاف ميل فطرى آنان به فحشا وادار نكنيد . . . . « 3 »

--> ( 1 ) . لوبون ، تمدن اسلام و عرب ، ص 88 ؛ سبحانى ، فروغ ابديت ، ص 30 . ( 2 ) . تكاثر ( 102 ) : 1 و 2 . ( 3 ) . نور ( 24 ) : 33 .